شمارهٔ ۸ - در این قصیده بهرام شاه را مدح کند
سید حسن غزنویبر اعتدال هوا عدل شاه یار شده است
چهار فصل جهان سر به سر بهار شده است
ز نفخت کرم شاه خاک پست و فرود
چو آتش و می گلرنگ و آبدار شده است
برای دیدن او نرگس مضاعف را
دو چشم گویی در بوستان چهار شده است
نبود وقت شکوفه ولیک از این شادی
ز خنده شاخ درختان شکوفه بار شده است
بنفشه هم بتکلف سفید پوشیده است
که تا کسیش نگوید که سوگوار شده است
زمانه نیل کشیده است بهر دفع گزند
ز سرمند جهان را که چون نگار شده است
ز عطر باغ سپهر این چنین عطیر نشد
اگر شده است ز اخلاق شهریار شده است
ابوالمظفر بهرام شاه بن مسعود
که چرخ در کنف او به زینهار شده است
خدایگانی کایام در حمایت او
