شمارهٔ ۱۲۳
سید حسن غزنویآن شد که ترا به جان بها می کردم
وز بهر تو هر که بد رها می کردم
اکنون چو براندیشم از آن می گویم
یارب چه بد آن و من چها می کردم
آن شد که ترا به جان بها می کردم
وز بهر تو هر که بد رها می کردم
اکنون چو براندیشم از آن می گویم
یارب چه بد آن و من چها می کردم