شمارهٔ ۱
در زمان خدیو دارا شان آن کرم پیشه کریم نهاد سایه حق کریمخان که ز عدل زینت دهر و زیب دوران داد شهریار جهان که در گیتی کرمش عقده های بسته گشاد کامیابی که هر مراد که خواست دادش از لطف
۴۵ شعر از هاتف اصفهانی
در زمان خدیو دارا شان آن کرم پیشه کریم نهاد سایه حق کریمخان که ز عدل زینت دهر و زیب دوران داد شهریار جهان که در گیتی کرمش عقده های بسته گشاد کامیابی که هر مراد که خواست دادش از لطف
سپهر مجد و خورشید سماحت اختر عزت نظام عالم و دستور گیتی آصف دوران جناب صاحب اعظم خدیو افخم اکرم ربیع گلشن عالم بهار عالم امکان جهانگیر و جهانبخش و جهاندار و جهان داور که گردونش نپی
حیف از حاجی محمد صادق روش ضمیر شمع بزم افروز زیبای شبستان جهان حیف از آن ماه جهان آرای بی نقصان که کرد جای در زیر زمین آخر ز دور آسمان حیف از آن مهر جهانتاب بلند اختر که شد عالمی ت
صدهزار افسوس کز جور سپهر واژگون رفت از دار جهان فخر زمان شهبازخان درة التاج امارت قرة العین کمال خیمه اجلال بیرون زد به صوب لامکان آفتاب آسمان حشمت و جاه و جلال در زمین ناگاه پنهان
بلبل گویای این باغ آذر از دور سپهر لب فروبست از نوای زندگی ناگاه آه ناگهان دم درکشید از بذله دلکش دریغ عاقبت خاموش گشت از نغمه دلخواه آه دامن صحبت کشید از چنگ اهل دل فسوس ظل رحمت ب