شمارهٔ ۵۳ - در تاریخ فوت پدر دانشمند خود گفته است
علامه دهر والد والا شان چون کرد سفر به جنت جاویدان در واقعه رحلت او کلک حزین تاریخ نوشت جای او باغ جنان
۵۶ شعر از حزین لاهیجی
علامه دهر والد والا شان چون کرد سفر به جنت جاویدان در واقعه رحلت او کلک حزین تاریخ نوشت جای او باغ جنان
نور دل و دیده مجلس آرای زمان ملا عبدالله فاضل عالیشان در ماه مبارک سفری شد ز جهان تاریخ وفات اوست ماه رمضان
ای که دارد لوای اقبالت آفتاب بلند سایه نشین بود از نوبهار خلق توام نفس مشکسای فروردین نکته ای هست از رهی بشنو که خدا ناصر تو باد و معین انتفاعی که از جهان دژم دارم از گردش شهور و س
هزار و یکصد و پنجاه و پنج هجری بود که گشت نسخه ی دیوان چارمین سپری قصیده و غزل و قطعه و رباعی آن دوصد فزون ز هزار است و سی چو بر شمری هنر به ماشطه خامه ام کند نازش که لیلی عرب آراس
شب گذشته فتادم به خاک کوچه غم هزار مرحله ز آرامگاه راحت دور دلی دیار محبت تنی خراب ستم لبی محیط شکایت سری لبالب شور ز گریه هر رگ مژگان چو ابر دریابار ز ناله هر سر مو گشته بود محشر
ازچهل سال فزون شد که به شیرین سخنی من چو خورشید در اقطار جهانم مشهور آن سرافیل نفس سوخته ام کزتف دل می دمد از گلوی خامه من نفخه صور بالد از تربیت ناله من شعله شوق زیر بال نفسم گرم
لایق مدح در زمانه چو نیست خویشتن را همی سپاس کنم هر چه گویم نه تهمت است و نه لاف از حسودان چرا هراس کنم کرده باشم مقام خود را پست گرکنم مدح و التماس کنم سر کیوان بگردد از مستی می د
روزگاریست عقل می کوبد کنج آسایش اختیارکنم در به روی جهانیان بندم کنج آسایش اختیارکنم سفر دور مرگ نزدیک است فکر سامان آن دیار کنم زر داغی کنم به کیسه دل گهر اشک در کنار کنم دست از خ