بخش ۱ - مثنوی مطمح الانظار
ای دل افسرده خروشت کجاست خامشی از زمزمه جوشت کجاست ملک سخن زیر لوای تو بود رامش دلها ز نوای تو بود طنطنه پرده گشاییت کو دبدبه نغمه سراییت کو زمزمه سینه خراشت چه شد ناله ی الماس ترا
۶ شعر از حزین لاهیجی
ای دل افسرده خروشت کجاست خامشی از زمزمه جوشت کجاست ملک سخن زیر لوای تو بود رامش دلها ز نوای تو بود طنطنه پرده گشاییت کو دبدبه نغمه سراییت کو زمزمه سینه خراشت چه شد ناله ی الماس ترا
ای رقمت سلسله بند وجود در خط فرمان تو اقلیم جود راتبه خوار قلمت مغز جان مغزپذیر کرمت استخوان نقطه ای از خامه تو کاینات رشحه ای از چشمه فیضت حیات پرده گشای نفس راستان مرسله بند گهر
ای گهرافروز وجود از نخست از تو کتاب الله معنی درست خاتم این نادره وش محضری فاتحه و خاتمه دفتری نور ازل طلعت غرای توست طور شبستانی حرای توست جودی اگر مرحله پیما شود خاک ره وادی بطحا
شاهسوار صف هیجا علی واقف اسرار خفی و جلی آیتی از منقبتش هل اتی رایتی از مکرمتش لافتی نفس نبی باب شبیر و شبر ناصر دین سرور عالی گهر قافله سالار همه رهروان داغکش ناصیه خسروان والی مل
خامه شبی صفحه طرازی گرفت جوهر اندیشه گدازی گرفت مشک رقم شد ز دم عنبرین نافه گشا گشت چو آهوی چین پیشه عطار وشی کرد ساز طبله به شکرشکنی کرد باز یاسمن افشاند به نسرین طبق سنبل تر سود
فیض نخستین که فروغ وجود برقع رخسار تجلی گشود از اثر پرتو آن نور غیب جلوه ابداع برآمد ز جیب عکس ازل آینه سازی گرفت نقش دویی جلوه طرازی گرفت صورت زیبای خرد شد پدید حفظ احد فاتحه بر و