شمارهٔ ۱۷۱
حزین لاهیجیاین خرقه پر زرق و ردای سالوس
ای دل به کجا برم کزو به ناقوس
ازکشته خود به کف درین دشت سراب
جز آبله دانه ندارم افسوس
این خرقه پر زرق و ردای سالوس
ای دل به کجا برم کزو به ناقوس
ازکشته خود به کف درین دشت سراب
جز آبله دانه ندارم افسوس