شمارهٔ ۱۹۲
حزین لاهیجیدل از وحشت سرای عالم غدار می گیرد
که مست آسوده حال و محسب هشیار می گیرد
دماغ افسرد از آن گلشنکه بر روی هوسناکان
قضا در می گشاید رخنه دیوار می گیرد
دل از وحشت سرای عالم غدار می گیرد
که مست آسوده حال و محسب هشیار می گیرد
دماغ افسرد از آن گلشنکه بر روی هوسناکان
قضا در می گشاید رخنه دیوار می گیرد