شمارهٔ ۲۷۵
حزین لاهیجیز ابر دیده در هر گل زمین کشته ای دارم
به کف تسبیح و با زنار ترسا رشته ای دارم
تو در صحن چمن با بانگ مطرب میگساری کن
که من در کوه و صحرا آه خون آغشته ای دارم
مرا تبخاله بر لب زد شراب آتش آلودی
تو درکش گر توانی جام از کف هشته ای دارم
