بخش ۱۵ - حکایت
حزین لاهیجیشنیدم شهنشاه گیتی گشای
پیمبر نسب ظل عدل خدای
طرازنده کشور کسروی
فرازنده چتر کیخسروی
صفی سیرت مصطفی مرحمت
رضا طینت و مرتضی مکرمت
بهین گوهر درج دانشوری
بلنداختر برج دین پروری
مظفر لوای مشید اساس
شهنشاه عباس یزدان سپاس
ابافر کشور خدایی گذشت
به معموره ره برده از طرف دشت
که با کرج کین عدو سوز داشت
نگه چون درخش آتش افروز داشت
یکی مرد دهقان در آن مرغزار
فروخفته بود از گذرگه کنار
به سر افسر از دست و از خاک تخت
سرش بر بن سایه گستر درخت
در آن دم که خیل سپه می گذشت
تو گفتی که در لرزه افتاده دشت
فروخفته از خواب سر برگرفت
سپاس خداوند افسر گرفت
