بخش ۲ - فصل
علی بن عثمان هجویریبدان که مذهب ملامت را اندر این طریقت آن شیخ زمانه خود حمدون قصار نشر کرده است و وی را اندر حقیقت ملامت لطایف بسیار است
از وی رحمة الله علیه می آید گفت الملامة ترک السلامة
ملامت دست بداشتن سلامت بود و چون کسی قصدا به ترک سلامت خود بگوید و مر بلاها را میان اندر بندد و از مألوفات و راحت جمله تبرا کند مر امید کشف جلال و طلب مال را تا به رد خلق از خلق نومید گردد و طبعش الفت خود از ایشان بگسلد هر چند از ایشان گسسته تر بود به حق پیوسته تر بود پس آن چه روی همه خلق بدان بود و آن سلامت است مر اهل ملامت را پشت بدان بود تا همشان خلاف هموم باشد و همتشان خلاف همم اندراوصاف خود وحدانی باشند چنان که احمدبن فاتک روایت کرد از حسین منصور که او را پرسیدند من الصوفی قال وحدانی الذات
و از حمدون -رحمه الله- پرسیدند از ملامت گفت راه آن بر خلق دشوار است اما طرفی بگویم رجاء المرجیة و خوف القدریة ترس قدریان و رجای مرجیان صفت ملامتی بود
و اندر تحت این رمزی است بدان که به هیچ چیز از این طبع از درگاه خداوند تعالی نفورتر از آن نگردد که به جاه خلق و آدمی را آن مقدار بسنده باشد که کسی گوید نیکومردی است و او را بستاید وی جان و دل بدو دهد و از خدای تعالی بدو بازماند پس خایف پیوسته می کوشد که از محل خطر دور باشد و اندر این کوشش مر طالب را دو خطر باشد یکی خوف حجاب خلق و دیگر منع فعلی که خلق بدان فعل بدو بزهکار گردند و زبان ملامت بدو دراز کنند نه روی آن که با جاه ایشان بیارامد و نه برگ آن که ایشان را به ملامت خود بزهکار کند پس ملامتی را باید که نخست خصومت دنیایی و عقبایی از خلق منقطع کند بدانچه وی را گویند و مر نجات دل را فعلی کند که نه آن در شریعت کبیره باشد و نه صغیره تا مردمان وی را رد کنند تا خوفش اندر معاملت چون خوف قدریان باشد و رجایش اندر معاملت ملامت کنندگان چون رجای مرجیان باشد
