بخش ۲۶ - ۲۶ ابوحَفص عمر بن سالم النّیسابوریّ رضی اللّه عنهالحدّاد
علی بن عثمان هجویریو منهم شیخ المشایخ خراسان و نادره کل جهان ابوحفص عمر بن سالم النیسابوری رضی الله عنه الحداد
از بزرگان و سادات قوم بود و ممدوح جمله مشایخ صاحب ابوعبدالله الابیوردی بود و رفیق احمد خضرویه شاه شجاع ازکرمان به زیارت وی آمد
و وی به بغداد شد به زیارت مشایخ اندر تازی نصیبی نداشت چون به بغداد آمد مریدان با یک دیگر گفتند که شینی باشد که مر شیخ الشیوخ خراسان را ترجمانی باید تا سخن ایشان را بداند چون به مسجد شونیزیه آمد مشایخ جمله بیامدند و جنید با ایشان بود وی تازی فصیح می گفت با ایشان چنان که جمله از فصاحت وی عاجز شدند از وی سؤال کردند که ما الفتوة وی گفت شما ابتدا کنید و قولی بگویید جنید گفت الفتوة عندی ترک الرویة و إسقاط النسبة فتوت نزدیک من آن است که فتوت را نبینی و آن چه کرده باشی به خود نسبت نکنی که این من می کنم بوحفص گفت ما أحسن ما قال الشیخ و لکن الفتوة عندی أداء الإنصاف و ترک مطالبة الإنصاف نیکوست آن چه شیخ گفت ولیکن فتوت به نزدیک من دادن انصاف بود و ترک طلب کردن انصاف جنید گفت رحمهم اللهقوموا یا أصحابنا فقد زاد ابوحفص علی آدم و ذریته برخیزید یا اصحابنا که زیادت آورد ابوحفص بر آدم و ذریت وی اندر جوانمردی
