بخش ۴۰ - ۴۰ ابومحمدسهل بن عبداللّه التُّستَری، رضی اللّه عنه
علی بن عثمان هجویریو منهم مالک القلوب و ماحی العیوب ابومحمد سهل بن عبدالله التستری رضی الله عنه
امام وقت بود و به همه زبان ها ستوده وی را ریاضات بسیار است و معاملات نیکو و کلام لطیف اندر اخلاص و عیوب افعال
و علمای ظاهر گویند هو جمع بین الشریعة والحقیقة او جمع کرده است میان شریعت و حقیقت و این از ایشان خطاست از آن چه کس خود فرق نکرده است و شریعت جز حقیقت نیست و حقیقت جز شریعت نی و به حکم آن که عبارات آن پیر رضوان الله علیه اندر ادراک سهل تر است و طبایع بهتر اندر یابند این سخن گویند و چون حق تعالی جمع کرده است میان حقیقت و شریعت محال باشد که اولیای او فرق کنند ولامحاله چون فرق حاصل آمد رد یکی و قبول دیگری بیاید پس رد شریعت الحاد بود و رد حقیقت شرک و آن فرق که کنند مر تفریق معنی را نیست که اثبات حد است چنان که گوید لاإله إلا الله حقیقة محمد رسول الله شریعة اگر کسی خواهد که اندر حال صحت ایمان یکی را از دیگری جدا کند نتواند کرد و خواستش باطل و در جمله شریعت فرع حقیقت بود چنان که معرفت حقیقت است و پذیرفت فرمان معروف شریعت پس این ظاهریان را هر چه طبع اندر آن نیفتد بدان منکر شوند و انکار اصلی از اصول راه حق با خطر بود و الحمد لله علی الإیمان
و از وی می آید که گفت ماطلعت شمس ولاغربت علی أهل وجه الأرض الا وهم جهال بالله إلا من یؤثر الله علی نفسه وروحه ودنیاه و آخرته آفتاب برنیامد و فرو نشد بر هیچ کس از روی زمین که وی نه به خداوند تعالی جاهل بود مگر آن که وی را برگزید بر تن و جان و دنیا و آخرت یعنی هر که دست اندر آگوش خود دارد دلیل آن بود که وی به خداوند عز و جل جاهل بود از آن چه معرفت وی ترک تدبیر اقتضا کند و ترک تدبیر تسلیم بود و اثبات تدبیر از جهل باشد به تقدیر والله اعلم
