بخش ۱۱ - الکلام فی حقیقة الایثار
علی بن عثمان هجویریقال الله تعالی ویؤثرون علی أنفسهم ولو کان بهم خصاصة ۹/الحشر ایثار کنند اگرچه بدان حاجتمند باشند
و نزول این آیت اندر فقرای صحابه بوده است بر خصوص و حقیقت ایثار آن بود که اندر صحبت حق صاحب نگاه دارد و نصیب خود اندر نصیب وی فرو گذارد و رنج بر خود نهد از برای راحت صاحب خود لأن الأیثار القیام بمعاونة الأغیار مع الستعمال ما أمر الجبار لرسوله المختار حیث قال خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلین ۱۹۹/الاعراف
و این مشرح تر اندر باب آداب الصحبة بیاید
اما مراد این جا ایثار است و آن بر دو گونه باشد یکی در صحبت چنین که ذکرش گذشت و دیگر اندر محبت و اندر ایثار حق صاحب نوعی از رنج و کلفت است اما اندر ایثار حق دوست همه روح و راحت است
و اندر حکایات مشهور است که چون غلام الخلیل با این طایفه عداوت خود ظاهر کرد و با هر یک دیگرگونه خصومتی پیش گرفت نوری و رقام و بوحمزه را بگرفتند و به دارالخلافه بردند غلام الخلیل گفت این قومی اند که از زنادقه اند اگر امیرالمؤمنین به کشتن ایشان فرمان دهد اصل زنادقه متلاشی شود که سر همه این گروه اند و اگر این خیر بر دست وی برآید من او را ضامنم به مزدی بزرگ خلیفه در وقت بفرمود که گردن های ایشان بزنند سیاف بیامد و آن هر سه را دست بر بست چون قصد قتل رقام کرد نوری برخاست و به جایگاه رقام بر دستگاه سیاف بنشست به طربی و طوعی تمام مردمان عجب داشتند
