بخش ۱۴ - فصل
علی بن عثمان هجویریاما آن چه مشایخ گفته اند اندر نفس
ذوالنون مصری گوید رحمةالله علیه أشد الحجاب رؤیة انفس و تدبیرها سخت ترین حجاب مر بنده را رؤیت نفس و متابعت تدبیر آن باشد از آن چه متابعت وی مخالفت رضای حق باشد و مخالفت حق سر همه حجاب ها بود
ابویزید گوید رحمة الله علیه النفس صفة لاتسکن إلا بالباطل
نفس صفتی است که سکونت آن جز به باطل نباشد و هرگز ورا سپری نکند محمدبن علی الترمذی گوید رحمة الله علیه ترید أن تعرف الحق مع بقاء نفسک فیک و نفسک لاتعرف نفسها فکیف تعرف غیرها
خواهی تا حق را بشناسی با بقای نفس تو اندر تو و نفس تو خود را با بقای خود مر خود را نمی شناسد چگونه غیر را بشناسد یعنی نفس خود اندر حال بقای خود به خود محجوب است چون به خود محجوب بود به حق چگونه مکاشف گردد
جنید گوید رضی الله عنه أساس الکفر قیامک علی مراد نفسک
بنای کفر قیام بنده باشد بر مراد نفس خود از آن چه نفس را با لطیفه اسلام مقارنت نیست لامحاله پیوسته به اعراض کوشد و معرض منکر بود و منکر بیگانه
ابوسلیمان دارانی گوید رحمه الله النفس خاینة مانعة و أفضل الأعمال خلافها
نفس خاین است اندر امانت و مانع است اندر طلب رضا و بهترین اعمال خلاف وی است از آن چه خیانت اندر امانت بیگانگی بود و ترک رضا گم شدگی
و انفاس ایشان رحمهم الله اندر این معنی بیش از آن است که حصر پذیرد آمدم با سر مقصود و اثبات مذهب سهل اندر صحت مجاهدت نفس و ریاضت آن و طریق بیان آن اندر حقیقت و بالله التوفیق
