بخش ۲۲ - الکلامُ فی الْفَرقِ بینَ المعجزات و الکرامات
علی بن عثمان هجویریو چون درست شد که بر دست کاذب معجزه و کرامات محال بود لامحاله فرقی ظاهرتر بباید تا تو را معلوم و مبین شود پس بدان که شرط معجزات اظهار است و از آن کرامات کتمان و ثمره معجزه به غیر بازگردد و کرامت خاص مر صاحب کرامت را بود و نیز صاحب معجزه قطع کند که این معجزه است و ولی قطع نتواند کرد که این کرامت است یا استدراج و نیز صاحب معجز اندر شرع تصرف کند و اندر ترتیب نفی و اثبات آن به فرمان خدای بگوید و بکند و صاحب کرامات را اندر این به جز تسلیم و قبول احکام روی نیست از آن چه به هیچ وجه کرامت ولی مر حکم شرع نبی را منافات نکند
و اگر کسی گوید که چون گفتی معجزه ناقض عادت است و دلالت صدق نبی چون جنس آن بر نبی روا داری این معتاد گردد و عین حجت تو را بر اثبات معجز اثبات کرامت باطل کند
گوییم این امر بر خلاف صورت توست که مر تو را اعتقاد گشته است از آن چه اعجاز عادات خلق را ناقض است و چون کرامت ولی عین معجز نبی بود و همان برهان نماید که معجز نبی نمود اعجاز مر اعجاز را نقض نکند
ندیدی که چون خبیب را کافران به مکه بر دار کردند رسول علیه السلام به مدینه بود اندر مسجد نشسته وی را همی دید و با صحابه می گفت آن چه با وی همی کردند و خدای تعالی حجاب از پیش چشم خبیب نیز برداشت تا وی نیز پیغمبر را علیه السلام بدید و بر وی سلام گفت سلام وی را خداوند تعالی به گوش رسول علیه السلام رسانید و جواب رسول صلی الله علیه مر خبیب را رضی الله عنه بشنوانید و دعا کرد تا روی وی به قبله گشت پس آن که پیغمبر علیه السلام وی را بدید از مدینه و وی به مکه فعلی بود ناقض عادت و معجز بود و آن چه وی رضی الله عنه پیغمبر را علیه الصلوة بدید از مکه هم فعلی بود ناقض عادت و کرامت وی
