بخش ۲۳ - الکلامُ فی اظهار جنسِ المعجزةِ علی یدَی مَنْ یدٌعِی الْإلهیّة
علی بن عثمان هجویریاتفاق کرده اند مشایخ این طریقه و جمله اهل سنت و جماعت بر آن که روا باشد فعلی ناقض عادت مانند معجزه و کرامت پیدا آید بر دست کافری که اسباب شبهت از ظهور آن منقطع باشد و کس را اندر کذب وی شک نماند و ظهور آن فعل بر کذب وی ناطق باشد و این چنان بود که فرعون چهارصد سال عمر یافت که اندر آن میان وی را بیماری نبود و آب از پس وی به بالا برشدی و چون بایستادی آب باستادی و چون برفتی آب برفتی و همچنین علامات هیچ عاقل را شبهت نیفتاد که وی در دعوی خدایی کاذب و کافر بود از آن که مضطرند عقلا که خداوند تعالی مجسم و مرکب نیست و اگر از این افعال بسیار بر وی پدیدار آمدی عاقل را بر کذب دعوی وی شبهتی نماندی و آن چه از شداد صاحب ارم و از نمرود روایت آرند هم از این جنس هم بر این قیاس می کن
و مانند این مخبر صادق ما را خبر داد که اندر آخرالزمان دجال بیرون آید و دعوی خدایی کند و دو کوه یکی بر راست و یکی بر چپ وی می رود این که بر راست بود جایگاه نعیم بود و آن که بر چپ بود جایگاه عذاب و عقوبت بود خلق را به خود دعوت کند آن که بدو نگرود وی را عقوبت کند خداوند تعالی به سبب ضلالت وی مر خلق را می میراند و زنده می گرداند و اندر عالم امر مطلق گسترانیده باشد اگر به جای آن صد چندان از افعال ناقض عادت بر وی پدیدار آید عاقل را اندر آن هیچ شبهت نیفتد که عاقل را به ضرورت معلوم بود که خداوند تعالی بر خر ننشیند و متغیر و متلون نباشد و این را حکم استدراج باشد
