بخش ۲۶ - الکلامُ فی تفضیلِ الأنبیاءِ و الأولیاء عَلَی الملائکةِ و المؤمنینَ أیضاً
علی بن عثمان هجویریبدان که به اتفاق اهل سنت و جماعت و جمهور مشایخ طریقت رحمةالله علیهم اجمعین انبیا و آنان که محفوظان اند از اولیا از فریستگان فاضل ترند به خلاف معتزله که ایشان ملایکه را افضل انبیا گویند و گویند ایشان به رتبت رفیع ترند و به خلقت لطیف تر و مر حق را تعالی و تقدس مطیع تر باید که فاضل تر باشند
گوییم حقیقت خلاف صورت شماستکه تن مطیع و رتبت رفیع و خلقت لطیف مر فضل حق را جل جلاله علت نباشد فضل آن را باشد که حق تعالی نهاده باشد و این جمله که می گویند مر ابلیس را بود اما به اتفاق ملعون و مخذول است پس فضل مر آن را بود که خداوند تعالی و تقدس وی را فضل نهد و از خلق برگزیند و دلیل بر فضل انبیا آن است که خداوند تعالی ملایکه را به سجده کردن آدم فرمود و این ضرورت است که حال مسجد له عالی تر از حال ساجد بود
و اگر گویند خانه کعبه سنگی است و جمادی و مؤمن ازوی فاضل تر و آن را سجده می کند روا بود که ملایکه نیز از آدم فاضل تر بوده باشند و او را سجده کردند
گوییم هیچ کس نگوید مؤمن خانه را یا محراب یادیواری را سجده می کند الا همگان گویند خداوند خانه را سجده می کند و همه گویند که ملایکه آدم را سجده کردند بر موافقت کلام خداوند که چون ذکر سجده ملایکه کرد گفت قوله تعالی اسجدوا لادم ۳۴/البقره ما فرمودیم مر ملایکه را و گفتیم تا آدم را سجده کنند و چون مؤمنان را امر کرد گفت و اسجدوا واعبدوا ربکم ۷۷/الحج خداوند را سجده کنید و بندگی وی را میان اندر بندید پس خانه نه چون آدم باشد که مسافر چون خواهد که بر پشت ستور خداوند را پرستد اگر روی به خانه نباشد معذور بود و مغمی علیه اگر دلایل قبله اندر بیابانی گم کند روی به هر سو که آرد فرمان گزارده باشد و ملایکه را اندر سجده آدم هیچ عذری نبود آن یکی از خود عذری نهاد ملعون ابد گشت و خاکسار شد این ادله واضح است آن را که بصیرت بودش
