بخش ۵ - فصل
علی بن عثمان هجویریبدان که نماز عبادتی است که از ابتدا تا انتها مریدان راه حق اندر آن یابند و مقاماتشان اندر آن کشف گردد چنان که توبه مریدان را به جای طهارت بود و تعلق به پیری به جای اصابت قبله و قیام به مجاهدت نفس به جای قیام و ذکر دوام به جای قرایت و تواضع به جای رکوع و معرفة النفس به جای سجود و مقام انس به جای تشهد و تفرید ازدنیا و بیرون آمدن از بند مقامات به جای سلام و از آن بود که چون رسول صلی الله علیه از کل مشارب منقطع شدی اندر محل کمال حیرت طالب شوقی گشتی و تعلق مشربی کردی گفتی أرحنا یا بلال بالصلوة یا بلال ما را به نماز و بانگ نماز خرم گردان
و مشایخ را رضی الله عنهم اندر این سخن است و هر یکی را درجتی گروهی گویند که نماز آلت حضور است و گروهی گویند آلت غیبت گروهی که غایب بودند اندر نماز حاضر شدند و گروهی که حاضر بودند اندر نماز غایب شدند چنان که اندر آن جهان اندر محل رؤیت گروهانی که خداوند را ببینند غایب باشند حاضر شوند و گروهانی که حاضر باشند غایب شوند
و من که علی بن عثمان الجلابی ام می گویم که نماز امر است نه آلت حضور و نه آلت غیبت از آن چه امر هیچ چیز را آلت نگردد که علت حضور عین حضور بود و علت غیبت عین غیبت و امر خداوند تعالی را به هیچ سبب تعلق نیست که اگر نماز علت و آلت حضور بودی بایستی تا غایب را حاضر کردی و اگر علت و آلت غیبت بودی غایب به ترک آن حاضر شدی و چون غایب و حاضر را به ترک آن عذر نیست آن خود اندر نفس خود سلطانی است اندر غیبت و حضور نبسته است
