بخش ۱۱ - حکایت بوعبید و جابان در معنی اخوت اسلامیه
شد اسیر مسلمی اندر نبرد قایدی از قایدان یزد جرد گبر باران دیده و عیار بود حیله جو و پرفن و مکار بود از مقام خود خبردارش نکرد هم ز نام خود خبردارش نکرد گفت می خواهم که جان بخشی مرا ...

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تشویق اقبال به بازگشت اسلام به صحنهٔ سیاست و ضدیت با تمدن غرب و رد دستاوردهای فرهنگی و علمی غرب از مسائلی است که مورد توجه و استقبال و گاه مورد انتقاد گروههایی از اندیشمندان است. وی به سال ١٩٣٨ میلادی بدرود حیات گفت.
شد اسیر مسلمی اندر نبرد قایدی از قایدان یزد جرد گبر باران دیده و عیار بود حیله جو و پرفن و مکار بود از مقام خود خبردارش نکرد هم ز نام خود خبردارش نکرد گفت می خواهم که جان بخشی مرا ...
خدمت و محنت شعار اشتر است صبر و استقلال کار اشتر است گام او در راه کم غوغا ستی کاروان را زورق صحرا ستی نقش پایش قسمت هر بیشه یی کم خور و کم خواب و محنت پیشه یی مست زیر بار محمل می ...
می کند بند غلامان سخت تر حریت می خواند او را بی بصر گرمی هنگامه جمهور دید پرده بر روی ملوکیت کشید سلطنت را جامع اقوام گفت کار خود را پخته کرد و خام گفت در فضایش بال و پر نتوان گشود...