شمارهٔ ۱ - مادّه تاریخ وفات جعفرقلی میرزا عَمِّ شاعر ۱۳۰۷ هق
هر که آمد در این جهان ناچار رود از این جهان چه شه چه گدا یک جهان دگر خدای آراست که بود نام آن جهان بقا سوی دار بقا رود هر کس که بیامد در این سرای فنا پور ایرج نوادۀ خاقان آن ملک زا
۸۹ شعر از ایرج میرزا
هر که آمد در این جهان ناچار رود از این جهان چه شه چه گدا یک جهان دگر خدای آراست که بود نام آن جهان بقا سوی دار بقا رود هر کس که بیامد در این سرای فنا پور ایرج نوادۀ خاقان آن ملک زا
گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموخت شبها بر گاهواره من بیدار نشست و خفتن آموخت دستم بگرفت و پا بپا برد تا شیوه راه رفتن آموخت یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن
اندر خبر بود که نبی شاه حق پرست چون سوی عرش در شب معراج رخت بست بر مسند دنی فتدلی نهاد پای دستی ز غیب آمد و بر پشت او نشست چون دست حق بد و اثر لطف دوست بود از فرط شادمانی مدهوش گشت
وزیر خمسه اگر وجه قبض من ندهد به حق خمسه آل عبا که بد کرده ست وگر تعلل از این بیشتر روا دارد حقوق دوستی و مردمی لگد کرده ست دگر چه عرض کنم دیرتر اگر بدهد به دست خود چه بلاها به جان
به احترام به این سر نظر کنید ای خلق که بی حیات ولی در حیات جاوید است بدل به این سر بی تن شود دو روز دگر نشان بیرق ایران که شیر و خورشید است