شمارهٔ ۱۱
ایرج میرزاتا بر سر است سایه شهزاده ایرجم
گویی مگر به تاج فریدون متوجم
ما هر دو شاهزاده و ما هر دو ایرجیم
اما چه ایرجی بود او من چه ایرجم
با خلقتش چو خلقت خود می کنم قیاس
گیرد ز مادر و پدر خویشتن لجم
گفتم قتیل خنجر ابروی او شوم
آوخ که سازگار نشد طالع کجم
گفتم مدرجی که مگر شاهزاده ای
رج بسپرد به حافظه شعر مدرجم
