بخش ۹۲ - پرورش اسب در سرزمین طیهور
ایرانشان ابن ابی الخیربدانست طیهور کآن شیردل
شد از کار نخچیر توران خجل
بدو گفت کای شاه با هوش و سنگ
نگر تا نداری دل خویش تنگ
که امروز بگذشت از تو شکار
به چنگ تو آید دگر روزگار
نه کیدی ز تو دور سستی رسک
که نخچیر دارد از او تا درنگ
ستوران ما هم به کردار باد
که دارند از اسبان آبی نژاد
به نخچیر برنگذرد زو شکار
سگ و یوز ما را نیاید به کار
بپرسید کاین رای چون آورید
که اسبان ز دریا برون آورید
بدو گفت طیهور گاه بهار
فرستم فراوان به دریا کنار
از آن بادپایان تازی نژاد
به تن همچو گرگ و به تگ همچو باد
ببندندشان پیش خود هر کسی
نگهبان گمارم بدیشان بسی
ز دریا برآید شب تیره اسب
دمان و دنان همچو آذرگشسب
