بخش ۹۷ - نامهٔ شاه چین به بهک و پاسخ وی
ایرانشان ابن ابی الخیربر آن بود سه ماه سالار چین
که رفته ست پیش بهک آتبین
یکی نامه فرمود نزد بهک
ز سر تا به پایان سخن بی نمک
که راز تو نزدیک من شد درست
که آن بدگهر آتبین پیش توست
اگر بنده ای تو به دل شاه را
چرا راه دادی تو بدخواه را
به صد چاره از دست فرزند من
از این لشکر و خویش و پیوند من
شد آواره از بیشه چین به کوه
پس از کوه پیش تو شد با گروه
کنون گر نخواهی که یابی گزند
مر آن بی بنان را یکایک ببند
نگهدار تا من فرستم سپاه
بدان تا فرستی بدین بارگاه
وگر جز چنین رای دیگر کنی
همی آتش تیز بر سر کنی
فرستاده آمد به ماچین چو باد
بر شاه شد نامه پیشش نهاد
چو آگاه شد زآنچه در نامه بود
