بخش ۳۲۸ - پذیرفتن کوش پیشنهاد تور و سلم را
ایرانشان ابن ابی الخیرچو نزدیک کوش آمد آن تیزکوش
برآن نامه بر کوش بنهاد هوش
چو گفتار آن هر دو خسرو شنید
ز شادی تو گفتی دلش برپرید
فرستاده را شادمان پیش خواند
در آن نامور پیشگاهش نشاند
بپرسید از آن نامداران نخست
که هستند شادان دل و تندرست
فرستاده گفت ای جهانگیر شاه
درستند هر دو تو را نیکخواه
به پیغام بگشاد از آن پس زبان
همی گفت با شاه از آن ترجمان
ز شادی رخان ارغوان رنگ کرد
به بگماز و جام می آهنگ کرد
سرایی نو آیین بپرداختند
فرستاده را جایگه ساختند
همی بود یک هفته با رود و می
به کام فرستاده نیک پی
به هشتم نویسنده را پیش خواند
به کرسی زرپیکرش برنشاند
به خوبی یکی پاسخ نامه کرد
