بخش ۲۲ - نامه نبشتن شاه بهمن پیش لؤلؤ
ایرانشان ابن ابی الخیرسر نامه از بهمن اسفندیار
پدر بر پدر شاه و هم شهریار
به نزد تو ای بنده دیوچهر
که گردون ز جانت ببراد مهر
دلت باد پردرد و جان پرهراس
چو بر نیکویی ها نداری سپاس
همانا که تو شیر سگ خورده ای
چو با بچه گرگ پرورده ای
گمانت چنان آمد ای شوربخت
که بی رنج بردی تو این تاج و تخت
سر تخت ایران از آن برترست
که او را یکی چون تو اندر خورست
کنون آمدم تا سزاوار تو
به جای آرم اندر خور کام تو
تو را گوهر و نام پیدا کنم
کرا با من این کرد رسوا کنم
