بخش ۶ - گریخته شدن دختران رستم زال پیش شاه باهله
ایرانشان ابن ابی الخیربدین باهله شاه تیبال بود
خداوند شمشیر و کوپال بود
چو بانوگشسب اندر آمد به راه
فرستاد کس سوی تیبال شاه
که ما دختران جهان پهلوان
گریزان به گرد جهان و دوان
پدر کشته و دوده گشته تباه
برادر بیاوخته بی گناه
بدین روز ما دشمن شاه باد
زبان پر ز نفرین بدخواه باد
چو از رزم و از چاره بگسست دست
دل ما ز تیر زمانه بخست
به گیتی ندیدیم کس را پناه
پناه آوریدیم نزدیک شاه
سزد گر به پاداش نیکی نمای
بکوشد یکی شاه کشورگشای
زبان را به پیمان گروگان کنی
که ما را بر خویش مهمان کنی
بباشیم یک چند پیشت نهان
بدان تا چه خواهد خدای جهان
بود کز پی شاه فرخندگی
سر آید به ما بر چنین زندگی
