شمارهٔ ۳۰
جهان ملک خاتونسرو چمن از عجب برآورده دو دست
گفتا که که را قد دلارا چو منست
چون قامت رعنای تو از دور بدید
از خجلت بالای تو بر خاک نشست
سرو چمن از عجب برآورده دو دست
گفتا که که را قد دلارا چو منست
چون قامت رعنای تو از دور بدید
از خجلت بالای تو بر خاک نشست