شمارهٔ ۷۰
جهان ملک خاتونجز وصل توام هیچ نمی باید هیچ
جز یاد توام هیچ نمی باید هیچ
هیچست دهان تنگت ای جان و دلم
زان لب بجز از هیچ نمی خواهد هیچ
جز وصل توام هیچ نمی باید هیچ
جز یاد توام هیچ نمی باید هیچ
هیچست دهان تنگت ای جان و دلم
زان لب بجز از هیچ نمی خواهد هیچ