شمارهٔ ۸۷
جهان ملک خاتونرخ را ز من خسته نهان می دارد
صحبت همه شب با دگران می دارد
من ترک غم عشق تو نتوانم گفت
زان رو که تعلقم به جان می دارد
رخ را ز من خسته نهان می دارد
صحبت همه شب با دگران می دارد
من ترک غم عشق تو نتوانم گفت
زان رو که تعلقم به جان می دارد