شمارهٔ ۱۴۹
جهان ملک خاتونای حال دلم ز چرخ سرگردان تر
هر روز دلم به درد بی درمان تر
گر جان طلبد ز من برم فرمانش
از چیست بگو نگار نافرمان تر
ای حال دلم ز چرخ سرگردان تر
هر روز دلم به درد بی درمان تر
گر جان طلبد ز من برم فرمانش
از چیست بگو نگار نافرمان تر