شمارهٔ ۱۶۸جهان ملک خاتونرباعیاتما را به رخ دوست نیازست هنوزوین باد صبا محرم رازست هنوزگر از سر غفلت گنهی کرد دلمشکرست در توبه که بازست هنوز