شمارهٔ ۲۸۰
جهان ملک خاتونای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
بی روی چو ماه تو زند دم ز جنون
ما دست به دامن خیالت زده ایم
تا خود فلک از پرده چه آرد بیرون
ای بر دل من عشق تو هر لحظه فزون
بی روی چو ماه تو زند دم ز جنون
ما دست به دامن خیالت زده ایم
تا خود فلک از پرده چه آرد بیرون