شمارهٔ ۲۵ - در تهنیت فیروزی
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانیاین مژده شنیدی که به ناگاه برآمد
زین تنگ شکرخای که از راه برآمد
آن همچو دم صبح که از گل خبر آورد
وین همچو نسیمی که سحرگاه برآمد
من بنده این مژده که در گوش دل افتاد
من چاکر این لفظ کز افواه برآمد
کان اختر سعد از فلک ماه بتابید
وان کوکب اقبال دگر راه برآمد
آن یونس دولت ز دم حوت به در رفت
وان یوسف ملت ز دل چاه برآمد
آن رایت پیروزی در ملک دگر بار
با نقش توکلت علی الله برآمد
آوازه فارتد بصیرا سوی دولت
اندر پی وابیضت عیناه برآمد
از حقه گردون گهر مهر درخشید
وز قله کوه آینه ماه برآمد
آهخته شد از ابر نیام آن گهری تیغ
