شمارهٔ ۱۳۶ - موی سپید
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانیهر چه موی سپید بینی تو
دست در دامن بهانه زنی
برکنی گویی این ز سودا بود
من ندانم که را همی شکنی
پنبه زاری شد آن بناگوشت
پنبه از گوش کی برون فکنی
بیش از این خار خویشتن ننهند
پیر گشتی برو چه ریش کنی
هر چه موی سپید بینی تو
دست در دامن بهانه زنی
برکنی گویی این ز سودا بود
من ندانم که را همی شکنی
پنبه زاری شد آن بناگوشت
پنبه از گوش کی برون فکنی
بیش از این خار خویشتن ننهند
پیر گشتی برو چه ریش کنی