شمارهٔ ۱۰۰
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانیبی تو کارم همی بسر نشود
دست کس با تو در کمر نشود
زان خیال تو نایدم در چشم
تا از آب دو دیده تر نشود
تا تو اندر نیایی از در من
غم تو از دلم بدر نشود
تا نگردی تو همچو من عاشق
از غم من ترا خبر نشود
بی تو کارم همی بسر نشود
دست کس با تو در کمر نشود
زان خیال تو نایدم در چشم
تا از آب دو دیده تر نشود
تا تو اندر نیایی از در من
غم تو از دلم بدر نشود
تا نگردی تو همچو من عاشق
از غم من ترا خبر نشود