شمارهٔ ۳۰۷
جویای تبریزیآنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
وآنچه نگذشته است در خاطر ترا یاد من است
ناله می گردد تکلم بر لبم از درد هجر
گفت و گوی من چو نی دور از تو فریاد من است
پنجه صد کوهکن پیچیده دست قدرتم
بیستون دل تیشه ناخن پنجه فرهاد من است
آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
وآنچه نگذشته است در خاطر ترا یاد من است
ناله می گردد تکلم بر لبم از درد هجر
گفت و گوی من چو نی دور از تو فریاد من است
پنجه صد کوهکن پیچیده دست قدرتم
بیستون دل تیشه ناخن پنجه فرهاد من است