شمارهٔ ۸۶۸
جویای تبریزیآشنا خواهد شدن ما و ترا دل ها به هم
نسبتی دارند آخر شیشه و خارا به هم
نوبهاران هرکجا می کشی در پرده است
بسته ابر از هر طرف امروز دامن ها به هم
کفر و ایمان پیش سعت مشربان باشد یکی
می رسند این هر دو راه آخر در این صحرا به هم
او به حال من بگرید خون و من بر حال دل
چون فتد در مجلسی چشم من و مینا به هم
تا کجا کس بوسه بر خاک سر کویت زند
بعد از این خواهیم زد ما و تو استغنا به هم
معنی نور علی نور از دو سو گردد عیان
عکس اندازند اگر آیینه دل ها به هم
دل به طوفان محبت داده جویا آگهست
نسبت نزدیک چشم ما و دریا را به هم
