شمارهٔ ۴۲
جویای تبریزیبا آنکه فتاده ام به راهش چون گرد
یکبار به سهو هم مرا یاد نکرد
هی هی چه بلا شوخ دل آزار است او
الله چه بی مروت است آن بی درد
با آنکه فتاده ام به راهش چون گرد
یکبار به سهو هم مرا یاد نکرد
هی هی چه بلا شوخ دل آزار است او
الله چه بی مروت است آن بی درد