غزل شمارهٔ ۹۷
در شراب صحبت احباب زهر غفلت است گر به چاه افتد کسی بهتر ز دام صحبت است منکر آیینه اند آن ها که اهل عزلت اند خلوتی کابنای جنسی گنجد آنجا کثرت است با وجود ناتوانی نرگس بیمار او شوق خ...

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکرهها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در زمان پادشاهی جهانگیر گورکانی به دکن هند رفت و تحت ملازمت شاهنواز خان خواجه سعدالدین عنایت اللَّه شیرازى، وکیل السلطنهٔ ابراهیم عادلشاه ثانى بیجاپورى قرار گرفت و در مدح او شعر گفت. وى در سال ۱۰۲۸ هجری قمری، بعد از فوت شاهنواز خان به وطن بازگشت و بعد از دو سال اقامت در وطن دوباره به هندوستان رفت و با میرجملهٔ شهرستانى متخلص به روح الامین، معاشر شد و در مدح او نیز قصایدى غرا سرود. سپس نزد پادشاه وقت گورکانی شاه جهان تقرب یافت و از جانب او به لقب ملک الشعرایى نایل آمد و مدتى به همراه شاه جهان به کشمیر رفت. کلیم کاشانی در کشمیر درگذشت و در کنار قبر محمدقلى سلیم به خاک سپرده شد.
در شراب صحبت احباب زهر غفلت است گر به چاه افتد کسی بهتر ز دام صحبت است منکر آیینه اند آن ها که اهل عزلت اند خلوتی کابنای جنسی گنجد آنجا کثرت است با وجود ناتوانی نرگس بیمار او شوق خ...
آن درد که استخوان شکن نیست معمار کهن بنای تن نیست امروز چراغ اهل فقرم چون فانوسم دو پیرهن نیست نشنیده حدیث آشنایی هر کس که به خویش در سخن نیست لعل لب او نگین تنگی است افسوس که جای ...
ز اختر طالع که مهر او همه کین است خیر ندیدیم اگر چه خیر درین است دوست به هیچم فروخت با همه زاری یار فروشی درین زمانه همین است آینه حسن و عشق روی برویند شوری بختم از آن لب نمکین است...