شمارهٔ ۲۳۹کمالالدین اسماعیلرباعیاتآن ماه که چرخ بر رخش مهر آردنقاش ازل مثل رخش ننگارددی گفت زقامتم خجل گردد سروای سرو مگو هیچ که قدش دارد