شمارهٔ ۲۸۲کمالالدین اسماعیلرباعیاتپیوسته دلم ز خرمی پرهیزدهر جا که غمی بود در او آویزدهر شام گهی حریف دردی باشدهر صبحدمی بروی غم برخیزد