شمارهٔ ۵۴۸
کمالالدین اسماعیلای برده گل از رخ چو گلنار تو رنگ
و آورده ز شرم گل بر بار تو رنگ
با روی تو روزگار گل رفت در آنک
می آرد و می برد ز رخسار تو رنگ
ای برده گل از رخ چو گلنار تو رنگ
و آورده ز شرم گل بر بار تو رنگ
با روی تو روزگار گل رفت در آنک
می آرد و می برد ز رخسار تو رنگ