شمارهٔ ۵۸۱
کمالالدین اسماعیلبس جور که من ز دست جانان بردم
بس دست که از غصه بدندان بردم
بس غصه که آشکار و پنهان بردم
تا عمر عزیز را بپایان بردم
بس جور که من ز دست جانان بردم
بس دست که از غصه بدندان بردم
بس غصه که آشکار و پنهان بردم
تا عمر عزیز را بپایان بردم