فصل اول
هر عملی را موضوعی بود که در آن علم بحث از آن موضوع کنند چنانکه بدن انسان از جهت بیماری و تندرستی علم طب را و مقدار علم هندسه را و مبادیی بود که اگر واضح نبود در علمی دیگر به مرتبه
۷ شعر از خواجه نصیرالدین طوسی
هر عملی را موضوعی بود که در آن علم بحث از آن موضوع کنند چنانکه بدن انسان از جهت بیماری و تندرستی علم طب را و مقدار علم هندسه را و مبادیی بود که اگر واضح نبود در علمی دیگر به مرتبه
نفس انسانی جوهری بسیط است که از شأن او بود ادراک معقولات به ذات خویش و تدبیر و تصرف در این بدن محسوس که بیشتر مردم آن را انسان می گویند به توسط قوی و آلات و آن جوهر نه جسم است و نه
نفس به اشتراک اسم شامل است چند معنی مختلف را و آنچه از آن معانی تعلق بدین بحث دارد سه است یکی نفس نباتی که ظهور آثار او اصناف نبات و انواع حیوان و اشخاص انسان را شامل است و دوم نفس
چون از فصل گذشته معلوم شد که نفس انسانی را کمالی و نقصانی است و ذکر آن کمال بر طریق اجمال تقدیم یافت واجب نمود در معرفت تفصیل آن کمال شرحی دادن تا چون بر حقیقت آن واقف شوند در طلب
چون هر فعلی را غایتی و غرضی است تکمیل نفس انسانی نیز از برای غرضی تواند بود و غرض ازان چنانکه در اثنای سخن گفته آمد سعادت اوست که به اضافت با او خیر او آنست پس أولی چنان بود که به
هر موجودی را از موجودات نفیس یا خسیس لطیف یا کثیف خاصیتی است که هیچ موجود دیگر با او دران شرکت ندارد و تعین و تحقق ماهیت او مستلزم آن خاصیت است و تواند بود که او را افعال دیگر بود
اجسام طبیعی از آن روی که جسم اند با یکدیگر متساوی اند در رتبت و یکی را بر دیگری فضیلتی و شرفی نیست چه یک حد معنوی همه را شامل است ویک صورت جنسی هیولای اولای جمله را مقوم و اختلاف ا