شمارهٔ ۸۵
خواجوی کرمانیاشکم که چو لعل آبدار افتادست
با دانه ی در شاهوار افتادست
سرگشته بهر گوشه ی از آن می گردد
کز مردم دیده بر کنار افتادست
اشکم که چو لعل آبدار افتادست
با دانه ی در شاهوار افتادست
سرگشته بهر گوشه ی از آن می گردد
کز مردم دیده بر کنار افتادست