شمارهٔ ۱۴خواجوی کرمانیرباعیاتای آن که شبت جیب ثریا بگرفتآهم ز غمت دامن جوزا بگرفتاز آتش رویت جگر لاله بسوختاز قد تو کار سرو بالا بگرفت