غزل شماره ۴۶
خالد نقشبندیعاشق و مست و خراب کیستم
بیخود از جام شراب کیستم
در مذاق آب حیاتم تلخ شد
تشنه لعل مذاب کیستم
نیم بسمل غرقه اندر خون و خاک
صید چشم نیم خواب کیستم
در به در مانند قیس عامری
واله شوق جناب کیستم
رخت بر بست از دلم صبر و قرار
اینچنین در اضطراب کیستم
ز آتش دل سوختم سر تا به پای
ای دریغا من کباب کیستم
خالد اندر رقص و حالت ذره سان
در هوای آفتاب کیستم
