بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشان
خیام نیشابوریشها بجشن فروردین بماه فروردین آزادی کزین بردان و دین کیان سروش آورد ترا دانایی و بینایی بکاردانی و دیر زیو باخوی هژیر و شاد باش بر تخت زرین و انوشه خور بجام جمشید و رسم نیاکان در همت بلند و نیکوکاری و ورزش داد و راستی نگاه دار سرت سبزباد و جوانی چو خوید اسپت کامگار و پیروز و تیغت روشن و کاری بدشمن و بازت گیرا و خجسته بشکار و کارت راست چون تیر و هم کشوری بگیرنو بر تخت بادرم و دینار پیشت هنری و دانا گرامی و درم خوار و سرایت آباد و زندگانی بسیار
چون این بگفتی چاشنی کردی و جام بملک دادی و خوید در دست دیگر نهادی و دینار و درم در پیش تخت او بنهادی و بدین آن خواستی که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول دیدار چشم برآن افگنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند و آن بریشان مبارک گردد که خرمی و آبادانی جهان درین چیزهاست که پیش ملک آوردندی اکنون فایده و صفت و خاصیت زر آغاز کنیم و سخن از وی گوییم که زر شاه همه گوهرهاء گدازنده است و زینت ملوک چنانکه گفته اند
