شمارهٔ ۸۴
خیالی بخاراییناله دلسوز نی شرح غمی بیش نیست
گرچه سرودی خوش است لیک دمی بیش نیست
توسن توفیق را پای طلب در گل است
ورنه ز ما تا به دوست جز قدمی بیش نیست
از صحف حسن تو بر ورق کاینات
خط بیاض سحر یک رقمی بیش نیست
ای فلک این راه را پیر جوان من است
ورنه ز پیری تو را پشت خمی بیش نیست
سفره سبزی کشید خط تو اما چه سود
قسم خیالی از او جز المی بیش نیست
