شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانی
خیالی بخاراییای تیر غمت را دل عشاق نشانه
خلقی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
هرکس به زبانی سخن عشق تو راند
عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
افسون دل افسانه عشق است دگر نه
باقی به جمالت که فسون است و فسانه
تقصیر خیالی به امید کرم توست
باری چو گنه را به از این نیست بهانه
